ابادی

 
نویسنده : امیر - ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ شهریور ۱۳٩٤

اگر نمی توانی بلوطی برفراز تپه ای باشی ...
بوته ای در دامنه ای باش ...
ولی بهترین بوته ای باش ...
که در کناره ی راه می روید ...
اگر نمی توانی بوته ای باشی ...
علف کوچکی باش و چشم انداز کنار شاهراهی را زیباتر کن ...

اگر نمی توانی نهنگ باشی ...
فقط یک ماهی کوچک باش ... ولی بازیگوش ترین ماهی دریاچه ...
همه ی ما را که ناخدا نمی کنند ... ملوان هم می توان بود !!!

در این دنیا برای همه ما کاری هست ...
کارهای بزرگ... کارهای کمی کوچکتر و آنچه که وظیفه ماست ...
چندان دور از دسترس نیست ...

اگر نمی توانی شاهراه باشی ...
کوره راه باش !!!


اگر نمی توانی خورشید باشی ...
ستاره باش !!!


با بردن و باختن اندازه ات نمی گیرند ...
هر آنچه که هستی ...
بهترینش باش !!!


comment نظرات ()
بهار
نویسنده : امیر - ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ فروردین ۱۳٩٤


ادامه مطلب ...
comment نظرات ()
طبیعت
نویسنده : امیر - ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩۳

پنج شنبه گذشته با یکی از بچه ها رفتیم بیرون یه هوایی عوض کنیم ، حیفمون اومد چند تا عکس نگیرم...

 

 

 

 

 

 

 بقیه عکس ها رو گذاشتم تو ادامه مطلب...


ادامه مطلب ...
comment نظرات ()
پربشانی
نویسنده : امیر - ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ بهمن ۱۳٩۳

با همه بی سر و سامانی ام           باز بدنبال پریشانی ام

طاقت فرسودگی ام هیچ نیست          در پی ویران شدن آنی ام

آمده ام بلکه نگاهم کنی               عاشق آن لحظه طوفانی ام

دلخوش گرمای کسی نیستم             آمده ام تا تو بسوزانی ام 

آمده ام با عطش سالها تا               تو کمی عشق بنوشانی ام

ماهی برگشته ز دریا شدم                تا که بگیری و بمیرانی ام

خوبترین حادثه میدانمت !               خوبترین حادثه می دانی ام؟

حرف بزن ابر مرا باز کن                دیر زمانی است که بارانی ام

حرف بزن حرف بزن سالهاست           تشنه یک صحبت طولانی ام

ها... به کجا می کشی ام خوب من               

                                         ها... نکشانی به پشیمانی ام 

 


comment نظرات ()
به سلامتی
نویسنده : امیر - ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ دی ۱۳٩۳

به سلامتی دیوار، نه واسه بلندیش واسه اینکه هر مرد و نامردی بهش تکیه میکنن

 

به سلامتی کرم، به خاطر خاکی بودنش

 

به سلامتی گاو ، چون نگفت من گفت ما

 

 

به سلامتی بهترین پولمون تومن، که هم تو هستی هم من.


comment نظرات ()
مهربان بودن
نویسنده : امیر - ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۸ دی ۱۳٩۳

همیشه نمی توانیم شجاع باشیم،چون گاهی شجاعت و تهور را کم می اوریم.

 

همیشه نمی توانیم نترس و بی باک باشیم،چون گاهی در ورطه ناامیدی و ترس غوطه ور میشویم.

 

همیشه نمی توانیم سرشار از اعتماد باشیم،چون گاهی دچار شک و تردیدها میشویم.

 

همیشه نمی توانیم خود را محق بدانیم،چون گاهی مرتکب اشتباهاتی میشویم .

 

همیشه نمی توانیم شاد باشیم،چون گاهی دلمان می شکند. 

 

همیشه نمی توانیم خود را پیروز بدانیم،چون گاهی مغلوب میشویم.

 

همیشه نمی توانیم نسبت به خود مغرور باشیم،چون گاهی ضعفمان بر ما غلبه میکند.

 

همیشه نمی توانیم خود را در مسیر صحیح ببینیم،چون گاهی راه خود را گم میکنیم. 

 

همیشه نمی توانیم قوی باشیم،چون ما انسانها همگی آسیب پذیر هستیم....

 

با این حال میتوانیم همیشه مهربان بودن را سر لوحه خود قرار دهیم.

 


comment نظرات ()
...
نویسنده : امیر - ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ دی ۱۳٩۳

چند سال پیش در جریان بازیهای پاراالمپیک در شهر سیاتل امریکا 9 نفر از شرکت کنندگان دو 100 متر پشت خط آغاز مسابقه قرار گرفتند.

همه این 9 نفر افرادی بودند که ما آنها را عقب مانده ذهنی  و جسمی می نامیم با شنیدن صدای تپانچه همگی شروع به حرکت کردند و هر یک به نوبه خود با تلاش فراوان می کوشیدند تا مسیر مسابقه را طی کند و برنده شود.

ناگهان در بین راه پای یکی از شرکت کنندگان پیچ خورد. اون دختر یکی دو تا غلت روی زمین خورد و به گریه افتاد . بقیه شرکت کنندگان با شنیدن صدای گریه او ایستادند و همگی به طرف او رفتند یکی از اونها خم شد و دختر گریان رو بوسید

سپس هر 9 نفر بازو در بازوی هم انداختند و با هم به خط پایان رسیدند و همگی اول شدند. تمام جمعیت ورزشگاه به پا خواستند و 10 دقیقه برای آنها کف زدند.


comment نظرات ()
فن پاسخ دادن
نویسنده : امیر - ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ دی ۱۳٩۳

                      
فن پاسخ دادن

مردی به زنی گفت: تو چقدر زیبا هستی.
زن گفت: کاش تو هم زیبا می بودی تا همین حرف را به تو می گفتم.
مرد گفت: اشکالی ندارد تو هم مثل من دروغ بگو!!

فن پاسخ دادن

ملا نصرالدین وارد روستایی شد و یکی از اهالی به او گفت: ملا من تو را از طریق الاغت میشناسم.
ملا جواب داد: اشکالی ندارد چون الاغها یکدیگر را خوب می شناسند!!!

فن پاسخ دادن

مردی به طور مسخره به مرد ضعیف الجسمی گفت: تو را از دور دیدم فک کردم زن هستی.
آن مرد جواب داد: منم تو را از دور دیدم فکر کردم مرد هستی!!!


comment نظرات ()
همت
نویسنده : امیر - ساعت ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ دی ۱۳٩۳

 

خاطر افسرده ای را شاد کردن همت است

  

    باغ آفت دیده را آباد کردن همت است

   

      در زمان ناتوانی یاد یاران فخر نیست

   

        روز قدرت از ضعیفان یاد کردن همت است


comment نظرات ()
چن تا عکس زیبا از مامالو
نویسنده : امیر - ساعت ٩:٢۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٤ دی ۱۳٩۳


ادامه مطلب ...
comment نظرات ()
اینم یه چند تا عکس از روز آسیاب
نویسنده : امیر - ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ آذر ۱۳٩۳


ادامه مطلب ...
comment نظرات ()
بدون شرح
نویسنده : امیر - ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ آذر ۱۳٩۳


comment نظرات ()
مامالو
نویسنده : امیر - ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ آذر ۱۳٩۳


ادامه مطلب ...
comment نظرات ()
محرم 93
نویسنده : امیر - ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ آذر ۱۳٩۳


ادامه مطلب ...
comment نظرات ()
مسابقه دو مامالو
نویسنده : امیر - ساعت ٤:٠٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ آذر ۱۳٩۳

مسابقه دو در روستای مامالو به همت خود عزیزان شرکت کننده در مسابقه


ادامه مطلب ...
comment نظرات ()
مرمت کلاس توسط دانش آموزان قدیم
نویسنده : امیر - ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ آذر ۱۳٩۳


ادامه مطلب ...
comment نظرات ()
 
نویسنده : امیر - ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳ آذر ۱۳٩۳


comment نظرات ()
ماشین ابی
نویسنده : امیر - ساعت ٥:۳٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳ آذر ۱۳٩۳


ادامه مطلب ...
comment نظرات ()
 
نویسنده : امیر - ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ آذر ۱۳٩۳

راه روستای باداملو


comment نظرات ()
طبیعت زیبای باداملی
نویسنده : امیر - ساعت ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ آبان ۱۳٩۳


ادامه مطلب ...
comment نظرات ()
طبیعت دیدنی باداملی
نویسنده : امیر - ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٦ آبان ۱۳٩۳


comment نظرات ()
نمایی از بارش برف همراه باران در روستای مامالو
نویسنده : امیر - ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٦ آبان ۱۳٩۳


comment نظرات ()